الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
80
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
دنبالش آمده بود با دست خود زير حصير مسجد را كاوش ميكرد و يك ريگى براى او آشكار شد كه در آن نوشته بود محمد آن مرد گويد نگريستم در آن نوشته برجسته خدائى بود نقش نبود 5 - ابى غانم گويد از امام عسكرى شنيدم مىفرمود در سال 260 شيعه من متفرق ميشوند و در آن سال امام فوت شد و شيعه و انصارش تفرقه شدند يك دسته خود را بجعفر بستند ، يك دسته گمراه شدند يك دسته در شك افتادند و به شك ماندند و يك دسته بتوفيق خداى عز و جل بر دين خود ثابت ماندند 6 - احمد بن اسحق بن سعد گويد از امام حسن عسكرى شنيدم مىفرمود و حمد خدا را كه مرا از دنيا نبرد تا جانشين مرا كه از من است به من نمود شبيه ترين مردم است برسول خدا ( ص ) در خلقت و اخلاق خدايش در غيبت نگهدارد سپس او را آشكار كند و زمين را پر از عدل و داد كند چنانچه پر از جور و ستم شده است 7 - موسى بن جعفر بن وهب بغدادى گويد از امام حسن عسكرى ( ع ) شنيدم مىفرمود گويا مىبينم شما بعد از من در باره جانشينم اختلاف داريد آگاه باشيد كه هر كس بامامان بعد از پيغمبر اعتراف كند و منكر امامت فرزندم شود چون كسى باشد كه به همه پيغمبران و رسل خدا اعتراف كند و منكر نبوت رسول خدا ( ص ) گردد و منكر رسول خدا مانند منكر همه پيغمبران خداست زير اطاعت آخر ما چون طاعت اول ما لازم است آگاه باشيد كه براى فرزندم غيبتى است كه همه مردم در آن به شك افتند مگر